10 خرداد 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

گلیم بافی، هنر زنان عشایر

نقش در نقش گلیم بافی، هنر زنان عشایر

اختلاف شرایط اقلیمی در مناطق مختلف ایران،همواره بر شرایط زندگی مردم ،آداب و رسوم ،سنن بویژه بافته ها کعه بخشی از هنرهای سنتی مردم ایران را تشکیل می دهند،تاثیر بسیاری داشته است.گلیم جزو دستبافته های الیاف تابیده بدون پرز است که از دو نظر ،یکی بافت و دیگر نقش،همواره مورد بررسی قرار گرفته است.

بافت گلیم در سراسر ایران تفاوت چندانی ندارد و تنها نقوش و گوناگونی آن است که یکی را از دیگری متمایز می کند.

با بررسی انواع گلیمها و نقشهای زیبای آن،سعی در یافتن ریشه های تاریخی،فرهنگی و آداب و سنن،افکار و روابط و تاثیراتی داریم که منجر به تولید نوع خاصی از گلیم در مناطق گوناگون می شود.حال ،این سوال مطرح می شودکه :

( آیا نقوش به کار برده شده،هر کدام به تنهایی معنای خاصی دارد؟) یا: (آیا بازتابی از سلیقه و ابتکار بافندگان به شمار می رود؟)

اگر اعتقاد ما بر این باشد که هر نقش معنای خاصی دارد،برای یافتن این معانی دچار مشکل خواهیم شد.تنها می توان گفت که بافته های هر منطقه،تحت تاثیر آداب و رسوم و سنتهای آن منطقه است و همواره دستخوش تغییر و دگرگونی می شود.این تغییرات بر اثر برخورد بافندگان هر منطقه با مناطق دیگر و در طول زمان شکل گرفته است.

تاریخچه 

همان طور که می دانیم،حصیربافی در ایران قدمتی دیرینه دارد.تا کنون سنگواره ای از یک حصیر متعلق به 5500 سال پیش از میلاد در شهداد کرمان نزدیک سیستان و بلوچستان پیدا شده است.

از آن جا که حصیر زیرانداز راحتی نیست و پوست حیوانات هم دوام زیادی ندارد،انسان برای رفع این مشکلات،در بافت حصیر (بصورت گره زدن) از پشم حیوانات  استفاده می کرد.

شرایط آب و هوایی در فلات ایران و وضع جغرافیایی آن که حرفه دامداری و در پی آن زندگی ایلیاتی و چادر نشینی را موجب گشت،باعث شد که مردم ایلات و عشایر چادرنشین فلات ایران برای گذراندن زندگی و برطرف کردن نیازهای خود،نخستین تولیدکنندگان گلیم به حساب آیند.چرا که در ایران،عشایر از دیرباز گلیم می بافتند و امروزه در میان تمامی آنان،بافت گلیم با روشهای کاملا سنتی حفظ شده است.

بافندگان گلیم را که اغلب زنان روستایی و عشایر تشکل می دهند،مانند سایر تولیدکنندگان صنایع دستی کشورمان،احساسات و عواطف و حالات روحی خود را در بافت گلیم منعکس می کنند.

از این نظر،هر گلیم را می توان تجسم عینی حالات و عواطف زنان عشایر دانست و باید گفت که هر ایلی،سنن دیرپایی در نقش پردازی دارد،البته میان ایلا و عشایر،طرحها و به همان اندازه شیوه های بافت پیوسته مبادله می شود؛طوری که با تشخیص ریزه کاریهای هر نقش و شیوه های متداول آن؛ می توان اغلب_ولی نه همیشه_خاستگاه گلیم را بازشناخت.

بافت گلیم اگر چه به گونه ای ساده آغاز شده،اما در طول سالیانی که از عمرش گذشته،نقشی فوق العاده چشمگیر به دست آورده است و بافندگان توانسته اند آن را بعنوان محصولی برخوردار از ارزشهای هنری و مصرفی روانه بازارهای خارجی کنند.

گلیم بافی، هنر زنان عشایر (2)

 

 

About Author