10 خرداد 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

نظریات توسعه مشارکتی از دیدگاه شخصیت ها

نظریه مهاتما گاندی :

نظریه گاندی بر پایه اصول و تعلیمات اخلاقی استوار بود.نظریه گاندی بر دو اصل استوار بود:

1)خوداتکایی روستا:

2)مشارکت و خودیاری روستایی:

گاندی فکر می کرد که بدبختی روستائیان اساسا به علت خودپسندی و غرور آنها و نیز به خاطر حرص و طمع حکام آنهاست.بنابراین حرص و طمع اغنیا و حکام و غرور و خودپسندی روستاییان علت اصلی بدبختی روستاییان هندی است.به عقیده گاندی از این بدبختی می توان نجات یافت و وسیله مهم نجات،عبارت از قربانی کردن نفس خویش و فداکاری و خدمت هر یک از افراد به دیگری اعم از فقیر و غنی است.

عبدالحمید خان از نظریه گاندی با عنوان مدینه فاضله روستایی گاندی یاد می کند.مدینه فاضله روستایی گاندی یاد می کند.مدینه فاضله مورد نظر گاندی باید به وسیله سه عنصر ایجاد شود که در واقع این سه،عوامل توسعه روستا نیز هستند:

1)اعزام خادمان روستایی:

2)ایجاد جمهوریهای کوچک دهات:

3)تصویر موضوع عشق و خودکفا کردن جهت دیگران در روستاها.

نظریه گاندی در واقع دنباله نهضت خودسازی روستاها در هند در دوران استعمار انگلیس است.در نظریه او روستا یک واحد مستقل بود که محور خوداتکایی کشور محسوب می شد.ر

وستا و کشاورزی اساس توسعه مورد نظر گاندی بوده است.گاندی خواهان تحول روستاها از طریق توسعه درونی آنها و تبدیلشان به مکانهای زیست پذیر و متناسب با رشد و ترقی بود.

نظریه ژولیوس نیرره :

ژولیوس نیرره رئیس جمهور سابق تانزانیا،در سال 1964 این کشور را به استقلال رساند و الگوی خاصی را جهت توسعه این کشور پیاده کرد.نیرره بر اساس دیدگاه سوسیالیستی خود توسعه روستایی بر محور مشارکت را تنها راه حل مشکلات جهان سوم می داند.

در نظر نیرره،در جهان مدرن امروزی فقر و ثروت دو روی یک سکه اند.ریشه فقر جهانی و فقر

شهری در روستاها نهفته است و مساله و مشکل اساسی روستاها نیز نحوه مالکیت زمین است.هدف عمران روستایی تامین حداقل نیازهای اساسی است.او معتقد است که عمران روستایی قبل از هر چیز یک موضوع سیاسی و وظیفه و کار اصلی دولت است.وقتی که اولویتها را در برنامه عمرانی به روستاها می دهیم،تنها و تنها یک عمل را انجام می دهیم و آن عبارت است از تقسیم فقر به صورت متوازی تر.نیرره برای عمران روستایی آن چنان اهمیتی قایل است که آن را به عنوان استراتژی رشد جهانی نیز مطرح می کند.

اوجاما الگوی توسعه روستایی مورد نظر نیرره است:

این واژه سواحیلی که در لغت به معنای روابط خانوادگی است،در عمل کاربردی عمومی یافت و مجموعه ای از آرمانها و ایدئالهای زمامداران تانزانیا را برای ترقی و تعالی مردم خود در بر گرفت.مطالعه و بررسی در باب این ایدئولوژی که در طبقه بندی دکتر حمیدرضا مولانا (استاد ایرانی روابط بین الملل دانشگاه امریکن واشینگتن دی.سی.)در کتاب گذار از نوگرایی در زمره تئوریهای رهایی بخش وحدت گرا قرار می گیرد،ما را از چگونگی یکی از تلاشهای خودجوش یک کشور انقلابی در به دست دادن تعریفی از مقوله پیشرفت آگاه می سازد.براساس نگرش نیرره،روستاهای اوجاما باید یک زمینه قابل اتکاتر را برای بسیج روستایی و سیاسی کردن روستاها مهیا سازند.اما رهبری کشور وظیفه دشوارتر تربیت کادرهایی را برعهده دارد که صرفا برای دنباله روی فرامین مرکز حزب حاکم تربیت نیافته اند،بلکه آنها بخشی از روستاها هستند که متوجه نیازها و ارزشهای آن می باشند.

با وجود تلاشهای نیرره در توفیق روستاهای اوجاما،الگوی توسعه وی توفیقی نیافت.

یکی از دلایل عدم موفقیت آنها این است که تندروهای دهکده اوجاما تعاونی تولید تشکیل داده اند و زارعان را از روستاهای خودشان به یک شهرک اشتراکی منتقل کرده اند.و روی عقاید مشترک پافشاری می کنند و این حالت تندروی عکس العملهای شدید را به وجود آورده است که مانع اجرای پایین به بالا می شود.

ادامه دارد…

About Author