10 خرداد 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

میزان محبت

میوه

محبت خود را ارزان به بچه نفروشید؛چون اگر هر چه محبت داشتید به صورت رایگان به بچه دادید،بچه از محبت شما وازده می شود؛مثل غذا که اگر زیادی در اختیار او گذاشتید،او تف می کندهر چند هم که خوشمزه باشد.اگر نان را زیاد به او بدهید،مقداری را می خورد و بقیه را زیر دست و پا می اندازد.میوه زیادی را اگر به او بدهید مقداری را گاز می زند و باقی را توی دست و پا می ریزد.نه!بچه را طوری کنید که وقتی به او غذایی می دهید آن را خوب بخورد؛تعداد کمی توی ظرفش بریزید که ته ظرفش نماند.و اگر خواست،دوباره به اندازه ای که می خواهدبرایش بریزیدکه ته ظرفش نماند.و اگر خواست،دوباره به اندازه ای که می خواهد برایش بریزید که حتی یک دانه  برنج هم اضافه نیاید.محبت هم که می خواهید به او بکنید یک دفعه توی ظرفش خیلی محبت نریزید که وازده شود و نصفی از محبت شما را جلب کند و نصف دیگرش را دور بریزد و به شما بی اعتنایی کند.نه،او را همیشه تشنه محبت خودتان نگه دارید.این جور نباشد که مثلا بچه را ن.ازش کنیدببوسید،بگذارید توی بغل و او را فشار بدهید.چون انسان یک دفعه می خواهد خودش را تسکین بدهد و یک دفعه می خواهد بچه را تربیت کند.یک دفعه انسان از بچه خوشش می آید؛می خواهد خودش را آرامش ببخشد،این ساختن بچه نیست،این ویران کردن بچه است.انسان باید محبتش توی مشتش باشد؛توی قلبش باشد.وقتی یکار خوب از بچه دید،یک ذره از این محبت را روانه کند؛ظهور بدهد؛یک خرده در نگاهش آثار محبت باشد.

زمینه سازی تربیت

نارنج

آیا نارنج را دیده اید که افکنه می کنند؛یعنی یک شاخه خوب و به دردبخور را که دو یا سه ساله باشد توی باغچه قرار می دهند؟از این طرف می برند زیر زمین و از آن طرف سرش را بیرون می آورند و روی آن خاک می ریزند.مدتی که زیر خاک ماند این ساقه در زیر خاک می پوسد ولی در زمین ریشه می زند.بعد این قسمت خم شده را که به مادر وصل است،مقداری زخمی می کنند و سرش را می برند.همین طور ماهی الی یک مقدار،تا شش ماه یک سال که می گذرد؛دیگر حسابی قطعش می کنند که از آن جدا شود.

شما این بچه را باید در اجتماع قرار دهید و به تدریج سلسله رابطه اش را با خود کم کنیم.اگر راضی نشوید که از شما به تدریج بریده شود،آن روزی که خود می برد هم شما زخم می شوید،که مادرید،هم خود او خشک خواهد شد،چون متصل به شما است.

یعنی بچه قبل از اینکه بخواهد ازدواج کند باید یواش یواش خودش را به خودش واگذار کنید،که خود وظیفه و تکلیفش را احساس کند.بعد تذکراتتان را روز به روز کم کنید،و بعد به او بگویید،نباید این جوری باشی که اتاقت نظیف نباشد؛باید تمیز باشی.و اگر دیدید جلویش کاغذ افتاده آن را بردارید و بعد به او نگاه کنید تا او بفهمد که نباید در اتاقش کاغذ افاده باشد.گاهی انسان با حرف نزدن بهتر از حرف زدن می تواند،مطلب را جا بیندازد.

وقتی می خواهید بچه تان را تربیت کنید،سعی کنید از صحبت کردن و از تذکر دادن مستغنی اش کنید.تذکر عملی نسبت به تذکر قولی،اثر بیشتری خواهد داشت.

برای این که انسان به جای حرف،بچه را با عمل بسازد.باید روی خودش کار کند؛خودش را بسازد،تا بتواند بچه اش را بسازد.بر نفس خودش مسلط شود،تا بتواند بر نفسانیت بچه اش اثر بگذارد و سلطه پیدا کند.پدر و مادر هر چه بهتر خودسازی کنند.بچه شان را راحت تر می توانند تربیت کنند.

اما خودسازی چهطوری است؟خودسازی این است که،انسان بر اعصابش مسلط باشد؛حواسش جمع باشد؛حرفی را که می خواهد بزند،ببیند لازم است،یا لازم نیست.

مطالبی که می خواهد بگوید روی اصول باشد،تا این زبان در اختیار بگردد.کم صحبت کند؛به موقع  صحبت کند؛خوب صحبت کند.وقتی کلام انسان کم شد اثرش زیاد می شود.آدم های کم حرف سنجیده حرف می زنند.وقتی انسان کم صحبت کرد،حساب می کند که آن کلمه ای که می گوید،اگر لازم است،می گوید؛بعد همین،اثر می گذارد.کلام هر چه دیرتر گفته شود،پخته تر می شود و بهتر اثر می گذارد.

من از آنچه در تلویزیون گاهی می بینید نکته ای می گویم: شما گاهی درباره حیوانات دریا دقت کرده اید که نشان می دهند مثلا این ماهی زنده زاست یعنی از مادر ماهی،بچه ماهی متولد می شود.و می بینید که وقتی از مادر ده تا بیست تا ماهی متولد می شود خود بچه ماهی ها هم بلافاصله مثل یک ماهی کامل شروع به گردش،غذا جستن و برنامه ریزی می کنند.کسی که دارد صحنه را تشریح می کند،می گوید با این که این ها ده تا پانزده تا بچه بیشتر نمی آورند،نسلشان بیشتر می شود،اما بعضی از آن ماهی ها را می بینی که یک میلیون کرم می ریزند؛ولی از آن یک میلیون گاهی پنج تا ده تایش ماهی بالغ می شود.این ها آیت و درس است؛درسی که خدا بدون صحبت کردن به انسان می دهد.یعنی به ما می گوید:اگر هم در شما کلام مانده است،از یک میلیارد کلمه به ده کلام تبدیلش کن،اما ده کلام کامل.این،اثر و کارآیی اش بیشتر است از هزار میلیون صحبت که همه آن ها مثل لارو (کرم ماهی) باشد؛کرم ماهی بریزد و همه از بین برود،و هیچ کدامش به عرصه نرسد.

وقتی انسان زیاد حرف بزند،حرفش مثل کرم ماهی می شود.اگر حرف بی موقع بزند مثل این است که تخم نابالغ در مغز این طفل ریخته شود که تلف می شود.در گوش طفل می رود،اما برای اینکه نطفه یک کلام بشود؛آن جا جا نمی گیرد؛اما وقتی که یکی باشد،کلمه بالغه،و کلمه کامله و آداب داری خواهد بود و تذکر اگر به موقع باشد اثر می گذارد.

اگر زمین را دانه بکاری،ولی شیار نکنی،شخم نزنی و آماده نکنی این دانه ها را گنجشک ها می آیند می خورند.پس زمینه در ابتدا باید جور باشد تا کلام بیاید.مثلا درباره قرآن سوال شده که: (لولا نزل علیه القرآن جمله واحده کذلک لنثبت به فوادک ورتلناه ترتیلا).

چرا قرآن یک دفعه به صورت یک کتاب یا یک سخنرانی یا یک سلسله مطلب بر زبان پیغمبر صلی الله علیه و آله جاری نشد؟چرا بیست و سه سال طول کشید تا این کلام آمد؟قرآن می گوید برای اینکه قلب تو را با آن محکم کنیم این را تدریجا نازل کردیم.یعنی چه؟یعنی شان نزول داشته باشد.وقتی اصحاب و مومنین در شرایطی قرار می گیرند که احتیاج به یک رهنمود دارند،یک آیه نازل می شود و را هنمایی شان می کند که چه باید کرد و چه نباید کرد.هر روزی یکی دو تا آیه،هر وقتی هر اتفاقی که می افتد،یک سری آیاتی می آید.در آن موقع،این ها دهان باز می کنند،و مطلب را می بلعند و جذب می کنند،چون تشنه آن اند.

 

About Author