10 خرداد 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

مهاجرت و حاشیه نشینی از نگاهی متفاوت(2)

طرح مساله…

شاید بتوان گفت مهاجرت معکوس که توسعه نامتوازن را در توسعه روستایی به دنبال دارد،یکی از نمونه های مهندسی شده برای مقابله با بحران حاشیه نشینی است.چرا که راه حل اقداماتی منجر به بازگشت مهاجران به روستاهایشان می شود اصولا توازن توسعه شهر و روستا را برهم می ریزد،ضمن آنکه مهاجرت معکوسی که بدون برنامه باشد فرهنگ ناب روستا را به شدت مورد هجمه قرار می دهد و دیدگاه غلط و ناصوابی را به فرهنگ روستایی تحمیل می کند.

این نوع برخورد با پدیده مهاجرت و حاشیه نشینی حاکی از نگاه غیرعمیق و غیرواقع گرایانه و نگاهی سلبی و منفی به اتفاقی است که اکنون جزئی از پدیده ها و زندگی شهری و روستایی شده است و اصولا در این نگاه از این جهت که تاکنون پشتوانه فکری و مدیریتی برای مهاجرت نبوده است.بهترین راه حل آن است که این موضوع ها نادیده گرفته شود یا باطرح پرسش و پاسخ های همیشگی از کار زیربنایی برای این موضوع چشم پوشی شود.

مواضع سلبی و انتقادی نسبت به حاشیه نشینی و مهاجرت از برنامه ریزی برای این فرصت موجود عمدتا ما را غافل ساخته است؛چرا که اگر مهاجرت را قبول نداشته باشیم برای آن برنامه ریزی نیز نخواهیم کرد و در دام پژوهش های دانشگاهی مدام در حال بررسی و پرسش گری نسبت به ریشه ها،علل،انواع مهاجرت ها،چیستی،چگونگی این پدیده موجود می رویم.

همه مهاجرت هایی که در کشور انجام می گیرد دلایلی و ریشه هایی دارند،امروزه بسیاری از روستائیان در مواجهه با این سوال قرار دارند که چرا باید در روستا بمانند و طعم آسایش بیشتر و هزینه های کمتر شهر را نچشند؟هرچند که بخشی از پاسخ به این سوال در عدالت اجتماعی بین شهر و روستا و بخشی دیگر در امنیت و بخشی دیگر در تامین نیازهای فکری و فرهنگی فرزندان نهفته است.زمانی که یک روستایی به پاسخ درسان ایجاد می کند که امید تی برای این سوالات دست پیدا نکند،این نیاز پوشانده نمی شود و نمی توان با پاک کردن صورت مسائل نیاز روستائیان را پوشاند،بلکه این نیاز یا به گونه ای دیگر تامین می شود که خود سبب بروز مشکلاتی می شود و یا عدم تامین نیاز به صورت آسیب اجتماعی در روستا هویدا می شود.مثال این عدم تامین نیاز فکری و فرهنگی جوانان روستایی را می توان در پشت بام بسیاری از منازل روستایی جست و جو کرد.ماهواره که در پی آن آسیب های اجتماعی عدیده ای را برای بنیان خانواده ها به دنبال دارد تا حدی است که برخی از مهاجرت های روستایی برای فرار از این آسیب ها صورت می گیرد.نگرانی خانواده های اصیل روستایی از حفظ هویت عمومی و زندگی سنتی شان که در تزاحم با هویت جدید،نوع لباس پوشیدن ها و…قرار گرفته است به تدریج برخی خانواده ها را متقاعد می سازد تا از این آسیب اجتماعی به حاشیه شهرها پناه برند.هرچند که هنوز یافتن شغل مناسب و درآمد بیشتر،تحصیل و فرار از سختی کار روستایی در فهرست اولیه دلایل مهاجرت لیست می شوند اما در برخی از روستاها دامنه یا آسیب های اجتماعی موجب این مهاجرت ها می شود.در مجموع می توان شکل و انگیزه مهاجرت را شامل مهاجرت های اقتصادی،فرهنگی و حتی سیاسی دانست.

از آیات قرآن کریم نیز این چنین استنباط می شود که اگر قئمی به استضعاف کشیده شده بود در جواب خداوند می فرماید:چرا مهاجرت نکردید مگر زمین خدا گسترده نبود.از فهوای این آیه قرآن استنباط می شود که به این صورت نیست که مهاجرت را اصلا نپذیریم و تحت هر شرایطی به سمت مقابله و جلوگیری از آن برویم،بلکه چه بسا مردمانی در منطقه ای تحت ستم و مشکل قرار بگیرند که مهاجرت تنها راه آن باشد.وجود آسیب های اجتماعی در روستا و مهاجرتی که برخی از خانواده ها به جهت جلوگیری از دامن گیر شدن خانواده و فرزندان به این آسیب های اجتماعی انجام می دهند را می توان از این گونه مهاجرت ها بر شمرد.

در ادامه مسائل و واقعیت های مهاجرت و حاشیه نشینی که جلو می آییم به این پرسش میرسیم که آیا با فرض پذیرش رسمی مهاجرت مدیران نمی توانند شهر به سمت استفاده از حاشیه آن و تولید ثروت از آن هدایت کرد؟به عنوان مثال ظرفیت بالقوه وجود 680 هزار کشاورز در حاشیه شهر مشهد قابل بهره برداری نیست؟آیا کشاورزی در مقیاس گلخانه ای برای این حاشیه شهر یک فرصت محسوب نمی شود؟و می توان از این فرصت دانش کشاورز حاشیه شهر تولید ارزش افزوده کرد؟این پرسش ها و مسائلی از این جنس چالشی در واقعیت نگاه مدیران و قالب محققان ایجاد می کند که امید تغییر جهت و نگاه را نوید می دهد.

بخشی از پاسخ به مهاجرت روستائیان و پناه بردن آنها به حاشیه شهرها را می توان در پاسخ به این سوال پیدا کرد که چرا یک روستایی پس از مهاجرت اصلا به ذهنش هم خطور نمی کند که روزی به زادبوم خود برگردد و آنجا را رونق دهد.

مسئله دیگری که در اینجا باید طرح نمود این است چرا مهاجرین علاقه ای به بازگشت به زادبوم خود ندارند؟به نظر می رسد اگر مهاجرین روستایی به زادبوم خود برنمی گردند به این علت است که حاکمیت تاکنون مدل و برنامه مناسب و شرافتمندانه ای برای جذب و استفاده از ظرفیت و مشارکت انگیزه بخش آنها طراحی و اجرایی نکرده است.مدلی که جوان روستایی را به تحرکی که ریشه در تعلق خاطر به روستا و شکوفایی و رونق روستا داشته باشد تاکنون برای جوانان روستایی و مهاجرا آنها وجود نداشته است.نقطه مقابل این تعلق خاطر اصطلاحا پول پاشی هایی است که به توهم کارآفرینی و تولید اشتغال یا مهاجرت معکوس به روستاییان وام ارائه می کند.این اقدامات هرچند شاید مقطعی جوان روستایی را سرگرم سازد اما تعلق خاطری که می باید از دل جذابیت تاریخی،فرهنگی،اقتصادی و سیاسی پدیدار شود و اعتماد و شان و جایگاه واقعی رادر مفهوم هویت به وی بخشد،

به دنبال نمی آورد.

ادامه دارد…

About Author