10 خرداد 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

بانک گرامین از زبان بنیانگذار آن محمد یونس(2)

آغاز کار بانک گرامین در سال 1983…

اعتبار به منزله نوعی کلید یا گذرنامه برای کشف ظرفیت های بالقوه یک شخص است.لحظه ای که شما دست روی اعتبار می گذارید،ذهن شما شروع به جرقه زدن می کند.می دیدم که وام گیرندگان ما با هر وام به سطوح هرچه بالاتری از خلاقیت دست می یابند.آنگاه متوجه شدم که اعتبار حلقه مفقوده واقعی بین مردم و استعدادهای خلاقشان است.میخواستم این اعتبارات در اختیار افراد فقیر بیشتر و بیشتری قرار گیرد تا فرصتی برای آینده بهتر به آنان داده شود.

تلاش هایم بدون توجه باقی نماند.در سال 1978 از من دعوت کردند تا در نشستی که بانک بنگلادش ،یعنی بانک مرکزی بنگلادش،آن را سازمان داده بود،به سخنرانی بپردازم.یکی از بانکدارانی که در جمع مخاطبان بود،مرا به چالش طلبید تا نشان دهم که این روش قادر است در مقیاس ناحیه ای نیز کارآمد باشد.من به بانکدارانی که در آنجا جمع شده بودند گفتم که اگر همکاری همه آنان را به دست آورم،ثابت خواهم کرد که این روش قادر است در مقیاس ناحیه ای نیز کارآمد باشد.من به بانکدارانی که در آنجا جمع شده بودند گفتم که اگر همکاری همه انان را به دست آورم،ثابت خواهم کرد که این روش نه تنها در یک ناحیه بلکه در سراسر بنگلادش کارآمد خواهد بود.هنگامی که معاون بانک بنگلادش دریافت من در این زمینه جدی هستم،نشست مدیران عامل کلیه بانک های دولتی را ترتیب داد و از من خواست تا پیشنهادهای خود را در این نشست ارائه دهم.این پیشنهاد پذیرفته شد و به من دوسال وقت داده شد تا ثابت کنم که اعطای وام به فقرا در سطح ناحیه نیز می تواند کارآمد باشد.

من کار خود را در ناحیه تانگیل آغاز کردم.سخت کار کردم و این روش نیز عملکرد خوبی داشت .کارگزاری های بین المللی از کار آگاه شدند و من وام هایی بلاعوض از بنیاد فورد دریافت کردم.در سال 1982 صندوق بین المللی توسعه کشاورزی وام کم بهره ای به مبلغ 3/4 میلیون دلار به ما اعطا کرد تا فعالیت های خود را به سه ناحیه دیگر_یعنی داکا،پاتوکالی و رانگپور_گسترش دهیم.

در طی این سال ها،ما همچنان نشان دادیم که افراد فقیر می توانند با نرخ های باز پرداخت بسیار عالی وام دریافت کنند و آن را پس دهند.نرخ بازپرداخت ما در مقایسه با نرخ متوسط باز پرداخت در بانک های بنگلادش(27 درصد)بسیار بالاتر بود.(98 درصد).مع هذا،بانک ها خاطر نشان می ساختند که فقرا افرادی معتبر نیستند.آن ها همچنان وام های بسیار زیادی به افراد ثروتمند اعطا می کردند.به همان افرادی که برای ایجاد صنایع وام داده شده و صنایعشان دچار ناکامی و شکست شده بود،وام های تازه تری داده می شد تا صنایع (بیمار)شان احیا شود.

اشکالاتی در نحوه اداره کل نظام بانکی وجود دارد.فقرا و بیسوادان به خاطر شرط سپردن وثیقه و لزوم پرکردن برگه ها و اسناد از دسترسی به وام محروم هستند.بر این اساس از وثیقه و اسناد دفاع می شود که بانک ها حافظ پول مردم دیگر هستند و بنابراین باید به هنگام اعطای وام کلیه احتیاط ها را به عمل آورند.اما آیا بانک ها به هنگام دادن وام به صاحبان صنایع نیز کلیه این احتیاط ها را به عمل می آورند؟هنگامی که آنها نمی توانند حتی یک سوم وام های خود را پس بگیرند،تاثیر این همه احتیاط چه بوده است ؟منطق سپردن وثیقه چیست؟پس چرا در زمان انتخابات در بنگلادش،حجم عظیمی از وام های کشاورزی که به کشاورزان اعطا شده است،نادیده گرفته می شود؟خیر،وثیقه تنها راه برای بانک جهت حفاظت از پولش نیست.بانک ها نه قادرند و نه می خواهند که به فقرا کمک کنند.آنها تمایلی به تغییر رویه و تفکر خود ندارند.مسئولان بانک ها تمایلی به این ندارند که مانند ما برای ارائه خدمات بانکداری از دفاترشان قدم به بیرون گذارند.

سرانجام اینکه من از خود سوال کردم،چرا من به دنبال بانکدارها می دوم؟چرا خودم بانکی تاسیس نمی کنم که تنها در خدمت فقرا باشد؟در سال 1983،پس از دوندگی بسیار،از دولت اجازه تاسیس بانک را گرفتم.در نتیجه،بانک گرامین (روستایی)به عنوان یک نهاد مالی مستقل بنیاد نهاده شد.امروزه این بانک به دو میلیون وام گیرنده خدمات ارائه می دهد و در 34000 روستا یعنی نیمی از 68000 روستای بنگلادش فعالیت دارد.ما دارای 1041 شعبه و بیش از 11000 کارمند هستیم.

ادامه دارد…

About Author