10 خرداد 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

توسعه اجتماعی در نواحی روستایی(5)

3_2_مفهوم توسعه اجتماعی

بسیاری با این گفته موافق اند که در هر نوع سیاست یا طرحی برای توسعه روستایی،باید جنبه های اجتماعی و همین طور اقتصادی توسعه در نواحی روستایی مورد توجه قرار گیرد.دو استدلال عمده در تایید این گفته ابراز می شود.یکی آنکه،جنبه های اجتماعی و اقتصادی توسعه به قدری باهم ارتباط تنگاتنگ دارند که نمی توان یک جنبه را بدون توجه  به جنبه دیگر دنبال کرد.استدلال دیگر آن است که (توسعه اجتماعی)،صزف نظر از رابظه اش با توسعه اقتصادی،فی نفسه هدف مطلوبی است.صحت این استدلالها و پیامدها آنها به لحاظ راهبردها و اولویتهای توسعه همه جانبه،در قسمت 3_3 مورد بررسی قرار خواهد گرفت.اما بیش از آن لازم است که در این قسمت نگاه کوتاهی داشته باشیم به معنای (توسعه اجتماعی)چگونگی سنجش آن و چیزهایی را که شامل می شود.

توسعه اجتماعی چیست؟

بسته به اینکه تعریف ما از کلمه (اجتماعی)چه باشد،راههای بسیار مختلفی برای تعریف (توسعه اجتماعی)یا (جنبه های اجتماعی)توسعه وجود دارد.اما در کتاب حاضر اصطلاح توسعه اجتماعی به معنای ایجاد تغییرات مثبت در رابطه با هر یک از موضوعات یا فعالیتهایی است که در قسمت 1_3 از فصل اول تحت عنوان (اجتماعی)تعریف شدند.موارد زیر از جمله آن موضوعات یا فعالیتها هستند:

  • ویژگیهای اجتماعی ناحیه یا جامعه مورد نظر
  • کیفیت کلی زندگی،
  • وجود و دسترسی به خدمات اجتماعی؛و
  • عدالت اجتماعی

برای آنکه بحثهای بعدی آسانتر شود،از این چهار مورد در مجموع تحت عنوان (شرایط اجتماعی)یاد می شود.

سنجش توسعه اجتماعی

باید بتوانیم درجه یا سطح توسعه اجتماعی را (همانند توسعه اقتصادی) در یک ناحیه یا جامعه خاص در مقطع مشخصی از زمان مورد سنجش قرار دهیم،به گونه ای که بتوان نواحی یا جوامع را با مقایسه کرد و تغییرات را در طول زمان به ثبت رساند.برای انجام این کار باید معرفعای اجتماعی مناسبی را انتخاب کنیم_یعنی چیزهایی را انتخاب کنیم که برای بیان مطلوب درجه یا سطح توسعه اجتماعی قابل سنجش باشند.به هنگام انتخاب معرفهای اجتماعی مناسبی را انتخاب کنیم_یعنی چیزهایی را انتخاب کنیم که برای بیان مطلوب درجه یا سطح توسعه اجتماعی قابل سنجش باشند.به هنگام انتخاب معرفهای اجتماعی مناسب،یه شرط اصلی را باید در نظر گرفت.

پوشش دادن کلیه ابعاد توسعه اجتماعی

نخست آنکه معرفها باید آن نوع توسعه اجتماعی را که مورد سنجش قرار می گیرد به اندازه کافی منعکس کنند.این بدان معناست که معرفها باید تمامی جنبه های مرتبط با توسعه اجتماعی (ویژگیهای اجتماعی)،کیفیت زندگی،خدمات اجتماعی،عدالت اجتماعی) را در بر گیرند و بازتاب آن چیزی باشند که همگان آن را یک تغییر مثبت در ویژگیهای یاد شده تلقی می کنند.در بعضی موارد،انجام این کار نسبتا آسان است.برای مثال،در مورد کیفیت زندگی(مانند درآمد سرانه،مرگ و میر نوزادان،مصرف مواد غذایی،کیفیت مسکن)و دسترسی به خدمات اجتماعی(مانند فاصله نزدیکترین مدرسه،امکانات بهداشتی یا ذخایر آب،رفتن به مدرسه،تعداد افراد به ازای هر دکتر)معرفهای نسبتا مشخص و پذیرفته شده ای وجود دارد.

با این همه،حتی در این موارد نیز موضوعات بحث برانگیزی وجود دارد،به خصوص هنگامی که کسی بخواهد به جزئیات موضوع مورد سنجش پی ببرد.آیا باید مصرف مواد غذایی را بر حسب تعداد کل کالری های مصرفی مورد سنجش قرار دهیم یا باید مواد غذایی با ارزشهای تغذیه ای مختلف  را از هم متمایز سازیم؟ آیا باید کیفیت زندگی را صرفا بر حسب خانوار بسنجیم یا سعی کنیم اعضای مختلف خانوار(مثلا مرد،زن و فرزندان)را از هم متمایز کنیم؟آیا فاصله از مراکز خدمات اجتماعی،در صورتی که عوامل دیگری(مانند امکانات حمل و نقل،مالیات بر خدمات،رسوم یا تابوهای اجتماعی)نیز بر میزان دسترسی اثرگذار باشند،سنجه بسنده ای برای میزان دسترسی است؟ و هنگامی که به برخی دیگر از جنبه های توسعه اجتماعی،مخصوصا جنبه های مرتبط با عدالت اجتماعی می رسیم،یافتن معرفهای مناسب بسیار دشوار تر است.به عنوان مثال،چگونه می توانیم میزان رعایت حقوق بشر یا مشارکت در تصمیم گیری را مورد سنجش قرار دهیم؟

ادامه دارد…

About Author