10 خرداد 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

توسعه اجتماعی در نواحی روستایی(4)

4_آمیزه ای از گرایشهای درون نگر و برون نگر 

این حالت هنگامی مشخص می  شود که در نظر بگیریم مردم اجتماعات روستایی تا چه میزان پیوندهای خود را با افراد یا سازمانها بیرون از اجتماع تقویت می کنند یا تا چه حد به این پیوندها وابسته هستند.نخست آنکه از یک مکان به مکان دیگر تفاوتهای زیادی به چشم می خورد.برای مثال،در نواحی نزدیک شهرها یا جاهایی که نظام کشاورزی به مقدار زیادی تجاری شده است،پیوندهای بیرونی آشکارا قوی تر از اجتماعات منفردی است که اساسا به تولید معیشتی وابسته اند.به همین ترتیب،تفاوتهای مهمی از این نوع بین دو روستای واقع در گوندوانالند که در چهار گوش 3_1 مورد توصیف قرار گرفتند،وجود دارد.

با این همه ،در بیشتر موارد در می یابیم که،به رغم وجود پیوندهای محکم اجتماعی و اقتصادی در درون اجتماع مورد نظر (همان گونه که در بالا گفته شد)،پیوندهای بیرونی مهمی نیز وجود دارند.این پیوندها دارای شکلهای زیادی هستند،از آن جمله اند:پیوندهای حاصل از ازدواج در بیرون از اجتماع به دلایل اقتصادی یا تحصیلی،پیوندهای تجاری، و پیوندهای حاصل از استفاده از خدمات اجتماعی و اداری (مانند بیمارستانها،ادارات دولتی)در بیرون از اجتماع برای درک یک اجتماع روستایی خاص و در نتیجه درک توان بالقوه توسعه و مشکلات آن اجتماع،باید به ماهیت و اهمیت این پیوندها پی برد.

5_آمیزه ای از پیوستگی و تغییر در جوامع روستایی 

همچنین افراد به اصطلاح (کارشناس)در زمینه توسعه روستایی در مورد میزان تمایل مردم نواحی روستایی به پذیرش نوآوری ها و تغییرات دارای دیدگاههای متضادی هستند.در یکی از مکاتب فکری،بر فرهنگ و رفتار سنتی و ماهیت عموما محافظه کارانه مردم روستایی(و خصوصا کشاورزان)تاکید می شود،و در تایید این مدعا از کشاورزانی مثال آورده می شود که از پذیرش نوآوری های کشاورزی مورد حمایت مروجان امتناع ورزیده اند.در مکتب دیگر،استدلال می شود که مردم روستایی همواره خواهان آزمودن نظرات جدید هستند و آداب و رسوم سنتی به ندرت سد راه نوآوری ها می شوند.

بار دیگر،می بینیم که این موضوع را می توان تا حدودی از طریق تفاوتهای واقعی میان اجتماعات توضیح داد.برای مثال،در مورد دو روستای توصیف شده در چهار گوش 3_1 ،ویری وانا به دلیل داشتن موقعیت نسبتا منزوی و جمعیت (پیرتر)به لحاظ نگرشها (محافظه کار)تر از میوری وانا است.اما قضیه به همین جا ختم نمی شود.در عالم واقعیت،بیشتر اجتماعات روستایی آمیزه پیچیده ای از ویژگیهای پیشرو و محافظه کار را به نمایش می گذارند و این موضوع دو دلیل عمده دارد.

نخست آنکه،بیشتر مردم تحت تاثیر رسوم و نگرشهای سنتی و نوین هستند،و اغلب این تاثیرپذیری شکل پیچیده ای دارد و منجر به کشمکش و تضاد در درون افراد،خانواده ها،و گروهها می شود.هر کس که در روستا متولد شده باشد،اما مدت زیادی از عمر خود را در شهرها مشغول کار باشد،به خوبی به این موضوع واقف است.این اثرات مشترک عوامل سنتی و نوین است که تعیین می کند یک فرد یا اجتماع چگونه در مقابل نوآوری ها از خود واکنش نشان دهد.برای مثال،اگرچه روستای ویری وانا،در نگاه اول،ظاهرا محافظه کار است،اما کندوکاو دقیق تر احتمالا آشکار می کند که مردم آماده پذیرش تغییرات هستند،به شرط آنکه این تغییرات را بتوان در چارچوب ساختارها و رسوم اجتماعی موجود جای داد.در واقع،این قبیل ساختارها و رسوم ممکن است واقعا سودمندباشند_برای مثال_آنها زمینه ساز فعالیتهای مشترک هستند،فعالیتهایی که احتمال موفقیت آنها در میوری وانا بسیار کم است.

دوم آنکه بیشتر مردم قبل از تصمیم گیری،مزایا و معایب پذیرش هر گونه نوآوری را بسیار با دقت سبک و سنگین می کنند و با انجام این کار این مزایا و معایب را بر طبق معیارهای خاص خود مورد ارزیابی قرار می دهند،معیارهایی که ممکن است همیشه با معیارهای مردم ساکن در خانه یا روستای مجاور،یا معیارهای مروجان یا اشخاص دیگری که طرفدار تغییر هستند،یکسان نباشند.اینکه آیا مردم روستایی به طور منطقی رفتار می کنند یا خیر ،پرسشی است که بویژه در میان کارشناسان اقتصادی بسیار کورد بحث قرار می گیرد.در بیشتر موارد،پاسخ این پرسش به این بستگی دارد که تعریف ما از منطقی چه باشد.اگر منطقی به معنای انتخاب طرز عملی است که یک اقتصاددان  حرفه ای آن را با صرفه ترین راه تولید می داند،تعداد قلیلی از مزدم_روستایی یا غیر روستایی_همیشه منطقی هستند.اما اگر(منطقی)به معنای سبک و سنگین کردن مزایا و معایب متصور اقتصادی و غیر اقتصادی و تصمیم گیری بر اساس آن باشد،بیشتر مردم روستایی به طور منطقی رفتار می کنند.از این رو،این نکته حائز اهمیت است که مروجان و برنامه ریزان تلاش کنند که چیزها را از دیدگاه مردم بینندفتا بتوانند دریابند تصمیمات چگونه و چرا اتخاز می شوند.

نتیجه مهمی که از تمامی این گفته ها منتج می شود،پیچیدگی جامعه روستایی و در نتیجه،ضرورت آگاه بودن دست اندرکاران برنامه ریزی روستایی از این پیچیدگیهاست.راههای گوناگون رسیدن به این آگاهی در فصل پنجم مورد بحث قرار خواهد گرفت.

ادامه دارد…

About Author