10 خرداد 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

توسعه اجتماعی در نواحی روستایی (8)

چهار گوش 3_3_نمونه یک پروژه جالیز

پروژه در سال 1989،بخش پژوهشی وزارت کشاورزی و منابع طبیعی گونه جدیدی از کلم را پدید آورد که برای کشت از طریق آبیاری ساده در منطقه 3 بخش گوندوانالند مناسب بود.بنابراین،تصمیم گرفته شد که نمونه یک جالیز آبی در هر کدام از بخشهای منطقه دایر شود و به طور کامل یا به طور عمده به کشت کلم اختصاص یابد.قرار بود کمیته های توسعه روستا جالیزها را به شکلجمعی اداره کنند و اساسا کلمها به قصد فروش کاشته شوند.کمیته توسعه بخش گوندوانالند موافقت کرد که بودجه این پروژه در بخشهای مختلف بسیار باهم متفاوت بود.تجربه روستای میوری وانا و روستای ویری وانا این موضوع را روشن می سازد.

تجربه میوری وانا

مامور ترویج کشاورزی که مسئولیت جالیز میوری وانا را بر عهده داشت،برای سرپا نگه داشتن پروژه با مشکلات زیادی روبرو بود.افراد معدودی در روستا به پروژه های کشاورزی علاقه مند بودند،کمیته توسعه روستا از حمایت غالب روستاییان برخوردار نبود و به دست آوردن زمین برای یک پروژه اشتراکی دشوار بود،زیرا بیشتر زمینها تحت تملک افراد بودند.سرانجام،موافقت شد که از زمینی استفاده شود که به یکی از سه رهبر طایفه ها تعلق داشت؛این شخص صاحب فروشگاه روستا و یکی از ثروتمندترین افراد میوری وانا بود.عضویت در این پروژه به اعضای طایفه او محدود شد و اگر چه شروع این پروژه بر مبنای فعالیتهای جمعی بود،اما به تدریج این پروژه تحت تسلط متصدی فروشگاه قرار گرفت و اوکلمهای فروشگاه خود را هم به ساکنان محلی و هم به مسافرانی می فروخت که از جاده گوندوانا_هیل تاپ عبور می کردند.از این رو،این پروژه یک کسب و کار بسیار موفق بود،اما کاملا آن نوع پروژه ای نبود که وزارت کشاورزی و منابع طبیعی پیش بینی کرده بود.

تجربه ویری وانا

در ویری ونا،مردم از همان آغاز در مورد این پروژه از خود اشتیاق نشان می دادند،آنها به یک منبع درآمد نقدی نیاز داشتند و به علت فقدان فرصتهای جایگزین برای کسب درامد و نفوذ مبلغان مذهبی کاتولیک(که اداره یک پروژه سوادآموزی بزرگسالان را با تمرکز قوی بر روی کشاورزی برای چند سال در روستا بر عهده داشتند)مشتاق انجام یک کار مخاطره آمیز جدید در زمینه کشاورزی بودند.کمیته توسعه روستا فعال بود و نمایندگی اکثریت روستاییان را بر عهده داشت و هیچ مشکلی برای دستیابی به زمین وجود نداشت،زیرا مالکیت بیشتر زمینها به صورت اشتراکی بود.با این همه،تجربه سال اول مایوس کننده بود،چون امکان حمل و نقل کلمها به بازار وجود نداشت و در نتیجه،بسیاری از آنها خراب می شدند.بنابراین،کمیته توسعه روستا تصمیم گرفت که نقطه نمرکز پروژه را تغییر دهد.سال بعد گونه فراگیرتری از سبزیها مورد کشت قرار گرفت و این سبزیها اساسا برای امرار معاش مورد استفاده قرار گرفتند.بدین ترتیب،جالیز مورد نظر تبدیل به یک منبع ارزشمند غذایی برای روستا شد،اما فرق عمده ای با یک جالیز سنتی نداشت.افزودن بر این،اگرچه بیشتر خانواده ها از این جالیز سود می برند،اما چند خانواده از فقیرترین خانواده ها وجود داشتند که از همان آغاز کنار گذاشته شده بودند،و علت این مسئله دو چیز بود:یکی آنکه ،آنها استطاعات پرداخت شهریه اولیه اشتراک را که کمیته توسعه روستا تعیین کرده بود،نداشتند و دیگر آنکه،سرپرستی این خانوارها بر عهده زنان بود و در نتیجه،در کمیته توسعه نفوذ نداشتند.

ادامه دارد…

About Author