31 اردیبهشت 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

تبیین زهدو بیان ضرورت

زهد یعنی دل نباختن به دنیا…

در اسلام نگاه به انسان از دو زاویه است که این دو زاویه است که این دو زاویه هر دو مکمل همدیگر هستند.این می تواند پایه و مبنایی برای همه مسائل کلان کشور و نسخه هایی که برای آینده خودمان خواهیم نوشت،باشد.این دو زاویه ای که اسلام از آن به انسان نگاه می کند.یکی نگاه به فرد انسان است؛به انسان به عنوان یک فرد؛به من،شما،زید،عمر و به عنوان یک موجود دارای عقل و اختیار نگاه می کند و او را مخاطب قرار میدهد؛از او مسئولیتی میخواهد و به او شانی میدهد،که حالا خواهیم گفت.

یک نگاه دیگر به انسان،به عنوان یک کل و یک مجموعه ی انسانهاست.این دو نگاه باهم منسجمند؛مکمل یکدیگرند.هر کدام،آن دیگری را تکمیل می کند.

…اسلام در این نگاه به انسان به عنوان یک فرد،توصیه میکند زهد بورزد.زهد یعنی دلباخته و دلبسته دنیا نشود؛اما در عین اینکه توصیه به زهد می کنند،قطع رابطه با دنیا و کنار گذاشتن دنیا را ممنوع میشمارند.دنیا چیست؟دنیا همین طبیعت،همین بدن ما،زندگی ما،جامعه ی ما،سیاست ما،اقتصاد ما،روابط اجتماعی ما،فرزندما،ثروت ما،خانه ماست.دلبستگی به این دنیا،دلباخته شدن به این نمونه ها،در این خطاب فردی،کار مذمومی است.دلباخته دنیا شد.

این دلباخته نشدن،دلبسته نشدن،اسمش زهد است؛اما اینها را رها نباید کرد.کسی از متاع دنیا،زینت دنیا،نعمت های الهی در دنیا رو برگرداند،این هم ممنوع است.

(قل من حرم زینته الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا)؛

یعنی کسی حق ندارد که از دنیا اعراض کند.اینها جزو مسلمات و معارف روشن دین است که من نمیخواهم توضیح بدهم.این،نگاه فردی است.در این نگاه به فرد انسان،اسلام استفاده از لذائذ بالاتر را که لذت انس با خدا و لذت ذکر خداست،آن را هم به او یاد میدهند.

زهد یعنی بی رغبتی و نچسبیدن به دنیا…

من یک روایتی یادداشت کرده ام که اول آن را بیان می کنم تا هم زبان ما متبرک شود به ذکر این حدیث شریف،هم مجلس معطر شود به عطر بیانات اهل بیت(علیهم السلام).سند حدیث هم خوب است؛در وسائل،در ابواب جهاد نفس.(قال ابوعبدلله(علیه السلام):اوحی الله الی موسی ان عبادی لم یقتربوا الی بشیء احب الی من ثلاث خصال قال موسی یا رب و ما هی قال یا موسی الزهد فی الدنیا).

اولین خصلت زهد است.ما این احادیث را بارها و بارها در منابرو در گفته ها برای مردم میخوانیم و تکرار میکنیم.همین طور که بعضی از آقایان عزیز فرمودند،اگر این حرفها از دل ما برنخیزد،در عمل ما تجلی پیدا نکند،اثری نمیبخشد.زهد هم به معنای این نیست که انسان دنیا را یکباره کنار بگذارد؛اینکه نه ممشای بزرگان دین بوده است،نه معنای زهد این است زهد بی رغبتی است،حرص نزدن است،نچسبیدن به دنیا و زخارف مادی است.به دنیا نچسبیم.بهترین دستاورد یک انسان در زندگی هم همین است؛خود را چسبیده دنیا،معلق به دنیا،آویخته ی به این زخارف نکند؛در این صورت انسان خودش هم راحت تر است.(در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است).درویش نه به معنای صوفی و درویشی مصطلح؛تهیدستی و بی اعتنایی و بی رغبتی.

در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است       الهی منعمم گردان به درویشی و خرسندی

منعم بودن_که در تعبیرات شعری یعنی متنعم بودن _و برخوردار بودن واقعی این است.از نبی مکرم اسلام نقل شده است که فرمود از خدا خواسته ام یک روز گرسنه بمانم و یک روز سیر؛تا آن روزی که گرسنه ام ،از خدا طلب کنم؛آن روزی که سیرم خدا را شکر بگویم؛(العفاف والکفاف).

مسائل دنیایی که در باب زهد مطرح است،فقط هم پول و این زخارف مادی زندگی نیست؛شان و مقام و رتبه و وجاهت و محبوبیت و اینها هم جزوش است.برای دنیا کار کردن،برای دنیا درس خواندن،برای دنیا تلاش کردن،اینها همه جزو همان چیزهایی است که در باب زهد،کنارگذاشتن آنها و بی رغبتی به آنها دمورد تاکید قرار گرفته است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظلله العالی)

About Author

مطالبی که شاید برای شما جالب باشد