3 اردیبهشت 1403

باشگاه کشاورزان جوان

کانون روستازادگان سرزمین آفتاب

بافت انقلابی را در تشکیلات حفظ کنید

هر تشکیلاتی که بتواند بافت انقلابی را در خود حفظ کند و ارزشهای انقلابی را در تار و پود خود نفوذ دهد،قادر به انجام وظایف و کارهای بزرگ خواهد بود.

جوانان ما،مخصوصا دانشجویان،شورانگیزی در مبارزه با دشمن و مقابله با تهاجم او را بر دوش دارند.انجمنهای اسلامی و دیگر تشکلهای اسلامی دانشگاهها،باید خود را در صفوف مقدم این مبارزه ی پرشور قرار دهند.

عزیزان!نگذارید با تضعیف ارزشهای انقلاب و اسلام،به جبهه دشمن کمک کنند؛و به خصوص نگذاریدغفلت زدگانی از قبیل،در مجموعه های شما یعنی در صفوف مقدم جا بگیرند.شعارهای انقلاب را که پرچمهای راهنما در راه اعتلاء و سربلندی و آبادانی این کشور است،گرامی بدارید و با همه ی وجود از آن دفاع کنید و سهل انگاری نسبت به آن را از بیگانگی که احیانا به لباس خودی در می آیند و با زبان خودی سخن می گویند،تحمل نکنید.

نهادهایی مثل جهاد سازندگی که از انقلاب جوشیده اند،چه خصوصیتی دارند؟چگونه است که در درون این تشکیلات،ضمن این که ارزشهای اسلامی محفوظ است،تلاش فراوان و خدمتهای بزرگ در آن با دلسوزی انجام می گیرد و از لحاظ کاری هم توفیقات نوآوری این مجموعه ها از بقیه بخشها جلوتر و بالاتر است؟

اهداف را مشخص کنید و کتاب بنویسید

اگرتشکیلاتی به وجود آمد،اما هدف روشنی نداشت،یا هدف داشت ولیکن برنامه ریزی برای رفتن به سمت آن هدف انجام نگرفت و تشکیلات بی کار ماند،به خودی خود،تشکیلات از هم خواهد پاشید و اگر هم بماند،صورت بی جانی خواهد بود.خاصیت تشکل انسانی این است.هدف را محدد کنید و مشخص نمائید که می خواهید چکار کنید.هدف را از پیام امام (ره)بگیرید.امام در این پیام،پیشنهاد و طرح خاصی را ارایه نفرمودند؛اما اول تا آخر پیام،سرشار از جهتها و اعلام لازم و تابلوهای سر راه است که انسان را هدایت می کند.باید هدف این پیام مبارک …روشن بشود و حیطه بندی گردد.

ما این اهداف را مشخص کنیم و بنویسیم.بعد با کار عمیق و علمی و نوشتن کتاب،خودمان را به معنای واقعی کلمه به این اهداف نزدیک کنیم.اگر فرض کنیم حادثه ایی پیش آمد که پنج سال دیگر،این کنفرانس از بین رفت ممکن است دیگر مثلا فرض کنیم پنج سال دیگر،مسئولان کشور به این نتیجه برسند که دیگر نمی خواهیم این کنفرانس باشد و تعطیلش کردیم،در ظرف این پنج سال،ذخیره ی قابل توجهی را به یادگار بگذارد.بعضی از تشکیلات ها هست که به مجرد خاموش شدن چراغش،اصلا به کلی دیگر خاموش می شود؛این طور نباشد.بعد از آنکه کار ما تمام شد،فرض کنیم که پنج سال دیگر خواستیم اصلا در این دکان را ببندیم؛کلی محصول،کار علمی،پیشرفت علمی و آثار با ارزش ارایه کرده باشیم،جا پاهای ما معلوم باشد،کتاب نوشته باشیمدر واقعیت زندگی و دنیا اثر گذاشته باشیم و … این کار،در این صورت با فایده خواهد بود.

برنامه ریزی باید اصولی،عمومی و کلان باشد

به نظر من،اساسی ترین کار این مجموعه،این است که بر اساس آن هدفها و سیاستهایی که گفته شده،برنامه ریخته بشود و معلوم گردد که ما از اول تا آخر امسال،چه کارهایی را باید بکنیم و تا کجا باید پیش برویم.بعد آخر سال بسنجیم،ببینیم شد یا نشد،برنامه های پنج ساله و ده ساله ریخته بشود.ما باید عن بصیره پیش برویم.

برنامه ریزی باید اصولی و عمومی و کلان باشد.البته اگر جزئیات هم فرض بشود،خوب و لازم است؛منتها باید با آن حالت بلندنظری باشد،تا انسان بتواند هر شرایطی را به خدمت بگیرد.

بایستی یک تقسیم بندی صحیحی انجام بگیرد بین تلاشها و فعالیتهائی که باید بشود،و بین این مسیری که ما تا آن اهداف داریم،تا در هر بره ای ازمان،به تناسب امکان آن برهه،پیشرفت کرده باشیم.

ما باید بدانیم که برای حوزه های علمیه،به برنامه ریزی احتیاج داریم.باید گروههای متخصص و متمحض در برنامه ریزی،برای این کار باشند؛بنشینند و مرتب به حوزه های علمیه و مسیر آن،نگرش داشته باشند و برای فردا و فرداهایش،برنامه ریزی های علمی کنند.

دعا می کنیم که ان شاءالله برنامه ریزی عمومی حوزه ی علمیه ی قم و حوزه های علمیه ی دیگر،به آن شکلی بشود که بتواند پاسخ نیازهای فراوان را بدهد و به حسب زمان و نیاز،تطور لازم را پیدا کند و همان چیزی بشود که بتواند نگرانی را از کسانی که برای آینده ی دنیا نگرانند،تا حدود زیادی برطرف کند.

About Author

مطالبی که شاید برای شما جالب باشد